New Server

سخنان اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در باریابی دانشجویان ایرانی - سفارت شاهنشاهی ایران لندن ۱۹ اسفند ۱۳۴۳

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
دیدار رسمی سران دیگر کشورها از ایران تصمیم‌های مجلس

سفرهای رسمی محمدرضا شاه پهلوی

درگاه محمدرضا شاه پهلوی


سخنان اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در باریابی دانشجویان ایرانی - سفارت شاهنشاهی ایران لندن ۱۹ اسفند ۱۳۴۳

دیدن قیافه‌های مصمم شما برای من که در خاک ایران ولی دور از وطن هستم موجب خوشوقتی و امیدواری است. مسلماً همه شما از تاریخ گذشته خود اطلاع دارید. این مطالب را از این نظر می‌گویم که نبوغ ایرانی در ادوار گذشته همواره تجلی کرده و در راه ترقی پیش رفته است.


شما ملت ایران از اول تاریخ تا دو قرن پیش به دفعات ثابت کرده‌اید که همیشه استعداد کافی داشته‌اید، و اگر در یک رشته بطور واضح جلوتر نبوده‌اید بهیچوجه عقب تر هم نبوده‌اید.


اثر تمدن ایران در خود خاک ایران و اثر نبوغ و فرهنگ کشور ما در خارج از ایران و در نقاطی که از شما و شرق و جنوب به مسافت‌های زیادی گسترده شده بود هنوز موجود است. متأسفانه آخرین دوره انحطاط ایران با دوره صنعتی شدن اروپا و همچنین صنعتی شدن آمریکا مصادف گردید، و جنگ بین‌المللی اول و همچنین جنگ بین‌المللی دوم آخرین تیشه را به ریشه مملکت ما زد، بطوری که کشو ما اشغال شد و بعضی منابع خارجی خواستند از ضعف ما استفاده کنند. به هر حال معجزه‌ای ما را از جنگ اول نجات داد و کشور ما داشت رو به پیشرفت می‌رفت که جنگ بین‌المللی دوم ما را دچار یأس و بدبینی نمود و اثرش سال‌ها طول کشید.


در آن حال لازم بود ما پس از مطالعات کافی یک تصمیم کلی بگیریم تا مملکت خود را در راه پیشرفت و ترقی و همگام با ملل مترقی قرار دهیم. من اینطور فکر می‌کنم که مملکت ایران از نظر جغرافیایی وضع خاصی دارد و در جنگ اول و همچنین در جنگ دوم به همین علت مورد تهدید قرار گرفت. این موقعیت اجازه نمی‌دهد که مملکت ما عقب مانده باشد. وجود ضعف در ایران مساوی است با از دست دادن استقلال و حتی ایرانیت ما.


برای اینکه در صف اول کشورهای مترقی قرار بگیریم لازم بود یک مرتبه و در یک مرحله تمام آثار ضعف را از بین ببریم. موقعیت ما اجازه نمی‌دهد که امروز یک اقدام اصلاحی انجام بدهیم و بعد از هضم آن و پس از گذشت مدتی زمان به یک اقدام دیگر دست بزنیم. در این صورت بیست تا سی سال طول می‌کشد تا ما بتوانیم خود را با کشورهای جلورفته همگام کنیم.


این سیر ترقی که در دنیا وجود دارد چنین اجازه‌ای را به ما نمی‌دهد. پس لازم بود تمام آثار ضعف خود را کنار بگذاریم و برای این منظور می‌بایستی تصمیم قطعی اتخاذ کنیم و این عمل کاملاً جنبه انقلابی داشت. انقلاب برای اینکه جامعه ایران پیروز شود، و اگر امروز تصمیمی گرفته می‌شود به نفع اکثریت ملت باشد.


خودتان می‌دانید که اکثریت مملکت ما را چه طبقاتی تشکیل می‌دهد. باید در راه تأمین منافع اکثریت تصمیم گرفت و جلو رفت. البته اقلیت‌ها نیز با احترام به آن قوانین می‌توانند به شرط پرداخت مالیات به زندگی خود ادامه دهند.


عده‌ای می‌گویند شما تند می‌روید. می‌پرسند حکومت شما چه رنگی دارد؟ آیا سوسیالیستی است یا چیز دیگری است؟ جوابش این است که رنگ بخصوصی ندارد. ملتی که دو هزار و پانصد سال سابقه تاریخی دارد نبوغ ذاتی آن اجازه می‌دهد که در فکر کشور خود باشد. چنین ملتی تجربیات دیگران را می‌تواند با شرایط خود تطبیق دهد و عمل کند. انقلاب ایران غیر از رنگ و بوی خاک وطن و منافع وطن رنگ دیگری و بوی دیگری ندارد.


وارد جزئیات مواد انقلاب ایران نمی‌شوم، چون لابد کم و بیش از آن اطلاع دارید (و اگر اطلاع بیشتری بخواهید قسمت مربوط در سفارت آن را در اختیار شما می‌گذارد). فقط چون بین شما از طبقات بانوان نیز می‌بینم، باید بگویم که یکی از مواد انقلاب آزاد ساختن نصف جمعیت ایران یعنی زن‌ها بود. شما به خوبی از حقوق اجتماعی زن‌ها در این مملکت خبر دارید. ما چطور می‌توانیم نصف جمعیت مملکت خود را عاطل نگهداریم؟


برای حفظ منابع مملکت کارهای زیادی شده است که نمی‌خواهم درباره هر کدام آن‌ها صحبت کنم، زیرا طولانی می‌شود. اما یکی از اقدامات و نتایجی که آن را به علت وجود استقلال سیاسی و ثبات اقتصادی به دست آورده‌ایم و مربوط به این اواخر است موضوع ثروت ملی ما یعنی نفت ایران است.


کاش می‌شد در جزئیات وارد می‌شدیم و آن را با وضع دیگران مقایسه می‌کردیم تا ببینیم امروز چند سال از سایر ممالک دنیا (که خودشان وسیله توزیع نفت ندارند) جلوتر هستیم. برای به ثمر رساندن تصمیمات اجتماعی و انقلابی احتیاج به یک کادر متخصص و معتقد داریم و این کادر را باید با استفاده از وجود دانشجویان در داخل و خارج تشکیل بدهیم. وضع ما ایجاب می‌کند که این کار با آخرین اصلاحات علمی و فنی مخلوط شود و این امر به دست دانشجویان ایرانی و ایرانیان معتقد میسر است که رشته هر یک از کارهای مملکتی را به دست خودشان بگیرند.


میل دارم حالا شما وضع کشورتان را با سه چهار سال پیش مقایسه کنید. این هنوز اول کار است. فکر ما این است که ایرانی که در گذشته و در طول تاریخ نبوغ خود را نشان داده است (و البته منظورم کشورگشایی نیست، بلکه آن ایرانی است که نبوغ خود را در فرهنگ و هنر و تمدن و آنچه به زندگی انسان شرافتمند لذت می‌دهد و به روح زیبایی می‌بخشد نشان داده است) پیش برود و انشاءالله به این هدف خواهیم رسید. موفقیت شما آزادزنان و آزادمردان ایران را در رسانیدن وطن خود به اوج ترقی و تعالی از خداوند مسئلت دارم.