روز پرستار

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
بنگاه حمایت مادران و نوزادان روز پرستار

سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی

جمعیت خیریه فرح پهلوی
پرستاران فارغ‌التحصیل از آموزشگاه پرستاری اشرف پهلوی
شهبانو فرح پهلوی در بازدید با پرستاران بیمارستان کرمانشاه

در روز ۵ اسفند ماه ۱۳۴۰ در بزرگداشت پرستاران، والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی پیامی فرستادند و روز پنجم اسفند، روز سپندارمذ فرشته نیکی را روز پرستار خواندند.

۵ اسفند ماه ۱۳۴۴ با پیام والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی و در بزرگداشت روز پرستار کنگره پرستاران ایران گشایش یافت. این کنگره با بودن امیرعباس هویدا نخست‌وزیر و پرستاران سراسر کشور گشایش یافت. در آیین گشایش این کنگره نخست سرود ملی ایران نواخته شد و آنگاه پیام والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی از روی نوار پخش شد. والاحضرت اشرف فرمودند:

...روز پنجم اسفند ماه از زمان نیاکان ما روز « سپندارمذ » یعنی روز نیکی و نیکوکاری بوده و من این روز را به پیشنهاد پرستاران از شش سال پیش به نام روز پرستار اعلام نمودم. دوشیزگان جوانی که به منظور خدمت به جامعه به آموزشگاه‌های پرستاری وارد می‌شوند به وظایف خطیری که به آنان محول می‌گردد به خوبی وقوف دارند، از این رو در بهبود وضع بیماران و رفع آلام دردمندان و بالابردن سطح بهداشت عمومی بیش از پیش کوشا خواهند بود.


در مجلس شورای ملی روز سوم اسفند ماه ۱۳۵۰ نماینده بافت بانو عاطفه امیرابراهیمی در بزرگداشت روز سوم اسفند زادروز رضا شاه بزرگ و روز ۵ اسفند ماه روز پرستار چنین گفت [۱]: با اجازه مقام ریاست، نمایندگان محترم، افتخار بزرگی نصیب من شده که روز سوم اسفند روز ظهور سردار بزرگ تاریخ رضاشاه کبیر بنیان‌گذار ایران نو اجازه صحبت یافته‌ام و قبل از آغاز بر مطلب فرصت را مغتنم شمرده درود بی‌پایان ملت ایران را به روان پاک آن رادمرد بزرگ تقدیم می‌دارم (احسنت). پس فردا روز پنجم اسفند «روز پرستار» است بدین مناسبت لازم دیدم بعنوان اولین پرستاری که به مجلس راه یافته این روز بزرگ را به کلیه پرستاران و بهیاران کشور تبریک عرض نمایم (آفرین ـ احسنت).

در تاریخ مشروطیت ایران این نخستین بار است که مسائل مربوط به پرستار و پرستاری در این ساحت مقدس و از پشت این تریبون و از زبان یک پرستار مطرح می‌گردد.

در باره خدمتگزاران جامعه ما از تریبون مجلس شورای ملی صحبت زیاد شده و نمایندگان محترم در ادوار مختلف زحمات و فداکاریهای آنان را کراراً ستوده‌اند ولی تاکنون سخن از پرستار و پرستاری (مگر در مواردی که وزیر محترم بهداری مطالبی در زمینه فعالیتهای وزارتخانه مربوط مطرح فرموده‌اند) بمیان نیامده و هرگز آنطور که شایسته حرفه مقدس پرستاری است مطلبی عنوان نشده و از این طبقه شریف و زحمتکش و فداکار آنطور که باید تجلیلی بعمل نیامده است.

آنچه امروز بعرض می‌رسانم ترجمان احساسات پرستاران و در حقیقت همه زنان این مرز و بوم است، زنانی که نیمی از اجتماع ما را تشکیل می‌دهند، زنانی که تا پیش از انقلاب سفید ایران در ردیف مهجوران و ورشکستگان به تقصیر و دیوانگان به حساب می‌آمدند و از بزرگترین حق قانونی خود یعنی شرکت در تعیین سرنوشت خویش و کشورشان محروم بودند. زنانی که به اراده پدر تاجدار خود با اصلاح قانون انتخابات آزاد شدند و توانستند همگام با برادران خود در راه ساختن ایرانی آزاد و آباد پیش بروند (صحیح است). در اینجا می‌خواهم باز هم از فرصت استفاده نموده بمناسبت نزدیک شدن روز هشتم اسفند مراتب سپاس و حق‌شناسی زنان ایران را به پیشگاه مبارک شاهنشاه آریامهر تقدیم دارم (احسنت).

روز پنجم اسفند را نیاکان ما "روز سپندارمذ" فرشته نیکی، نیکوکاری، نرمخویی، بردباری و فروتنی می‌دانسته‌اند به این دلیل سالهاست که این روز به پرستاران که باید دارای جمیع این صفات باشند اختصاص داده شده و من امروز می‌خواهم ضمن عرض تبریک به همه همکارانم به آنها که به کسوت پرستاری در آمده و شب و روز خود را وقف خدمت به همنوع نموده، به آنها که رنج خود و راحت دیگران طلبیده‌اند، به آنها که بقول سعدی جهد می‌کنند که رهانند غریق را مختصری درباره تاریخچه پرستاری در ایران و نحوه آموزش و کار پرستاران و مشکلات آنان بعرض برسانم.

پرستاری بعنوان یک حرفه در تاریخ ایران سابقه‌ای ندارد و اگر هم زنان وظیفه پرستاری را انجام میداده‌اند (که قطعاً هم همینطور بوده است) از پرستاری به صورت یک شغل موظف که انجام آن متضمن دیدن آموزش خاصی باشد در تاریخ ذکری نشده و اطلاعات دقیقی دردست نیست. رویهمرفته حرفه پرستاری در کشور ما بسیار جوان است و بیش از حدود نیم قرن از عمر آن نمی‌گذرد. در حقیقت تأسیس آموزشگاههای پرستاری نیز از پدیده‌های عصر فرخنده و درخشان پهلوی است.

در سال ۱۲۹۴ شمسی برای نخستین بار آموزش دختران برای حرفه پرستاری توسط یک گروه مذهبی امریکایی در بیمارستان کوچکی در شهر رضائیه آغاز شد و سال بعد باز هم توسط یک گروه مذهبی امریکایی یک آموزشگاه پرستاری در شهر تبریز ایجاد شد. ولی بعلت عدم آشنائی اجتماع به اهمیت حرفه پرستاری تعداد داوطلبان این آموزشگاه از چند نفر تجاوز نمی‌کرد. پس از آن بتدریج در شهرهای شیراز ـ مشهد ـ اصفهان و کرمان آموزشگاههای پرستاری دایر گردید.

در سالهای بعد دانشکده پزشکی دانشگاه تهران آموزشگاه پرستاری تأسیس نمود و چون کلمه پرستار در جامعه آنروز ایران احترام لازم را جلب نمی‌شود

آموزشگاه را آموزشگاه «پزشکیاری» و فارغ‌التحصیلان این آموزشگاه را «پزشکیار» نامیدند تا بدین وسیله توجه مردم را به این حرفه جلب نمایند. در آن زمان بودند دختران جوانی که به این حرفه مقدس عشق می‌ورزیدند چون در ایران آموزشگاه مجهز وجود نداشت و برای فراگرفتن فن پرستاری به خارج رفته و پس از پایان تحصیلات برای خدمت به جامعه خود به وطن باز گشتند. در دوران سلطنت شاهنشاه آریامهر خواهران نیکوکار شاهنشاه در ایجاد مدارس پرستاری پیشقدم شدند و در سال ۱۳۲۷ آموزشگاه پرستاری رضاشاه کبیر[۲] توسط جمعیت شیر و خورشید سرخ [۳] و در سال ۱۳۲۸ آموزشگاه پرستاری اشرف پهلوی به همت سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی گشایش یافت.[۴] در ابتدای امر برای آموزش دانشجویان از مربیان خارجی و کارشناسان سازمان بهداشت جهانی استفاده شد و به مرور مربیان خارجی جای خود را به مربیان ایرانی دادند بطوری که امروز کلیه آموزشگاههای پرستاری و بهیاری کشور توسط مربیان ایرانی اداره می‌شنوند. در اینجا لازم است از آموزشگاههای پرستاری شرکت ملی نفت در آبادان و نمازی در شیراز که از قدیمی‌ترین آموزشگاههای پرستاری کشور هستند نیز یاد شود (صحیح است).

از آن تاریخ به بعد وزارت بهداری، دانشگاهها و مؤسسات مختلف اقدام به ایجاد آموزشگاههای پرستاری نمودند بطوری که امروز ۱۸ آموزشگاه عالی پرستاری در کشور موجود است.

از سال ۱۳۴۶ دانشگاه پهلوی دوره تکمیلی تحصیل در مدیریت و آموزش و پرورش برای پرستاران دائر نموده است. پس از آن نظر به احتیاج روزافزون به خدمات پرستاری آموزشگاههای بهیاری ایجاد گردید که امروز تعداد آنها به ۴۷ باب می‌رسد. و اما مختصری در باره بهیاری نظر به احتیاج روزافزون به خدمات پرستاری و با توجه به طولانی بودن دوره پرستاری و عدم تعادل بین عرضه و تقاضا و اینکه تعداد فارغ‌التحصیلان پرستاری نمی‌توانست جوابگوی احتیاجات روزافزون کشور باشد آموزشگاههای بهیاری در کشور ایجاد گردیده.

در سال ۱۳۳۵ کنفرانس بین‌المللی پرستاری توسط وزارت بهداری در تهران تشکیل شد و صاحب‌نظران و کارشناسان پرستاری خارجی شرکت کننده در کنفرانس آموزش بهیاری را تأیید نمودند به این معنی که چون شرط ورود به آموزشگاههای بهیاری داشتن گواهینامه دوره اول متوسطه دبیرستان و مدت آموزش بهیاری دو سال است تعداد داوطلب و تعداد بیشتری فارغ‌التحصیل خواهد داشت. در حال حاضر در سراسر کشور ۴۷ آموزشگاه بهیاری موجود است.

در اینجا لازم میدانم برای جلب توجه نمایندگان محترم از ارقام کمک بگیرم و نمونه کوچکی از ثمرات انقلاب سفید را عرضه نمایم. مطابق آماری که اداره پرستاری وزارت بهداری در اختیار اینجانب قرار داده:

  • تعداد پرستاران فارغ‌التحصیل از سال ۱۲۹۹ تا سال ۱۳۲۰ جمعاً ۱۰۴ نفر.
  • تعداد پرستاران فارغ‌التحصیل از سال ۱۳۲۰ تا سال ۱۳۴۱ جمعاً ۱۱۴۰ نفر.
  • تعداد پرستاران فارغ‌التحصیل از سال ۱۳۴۱ تا سال ۱۳۵۰ جمعاً ۱۹۱۹ نفر.
  • تعداد آموزشگاههای پرستاری از سال ۱۲۹۹ تا سال ۱۳۴۱ (مدت ۴۲ سال) ۴ باب.
  • تعداد آموزشگاههای پرستاری از سال ۱۳۴۱ تا سال ۱۳۵۰، ۱۴ باب.
  • تعداد بهیاران فارغ‌التحصیل از سال ۱۳۲۰ تا سال ۱۳۴۱ جمعاً ۲۰۰۳ نفر.
  • تعداد بهیاران فارغ‌التحصیل از سال ۱۳۴۱ تا سال ۱۳۵۰ جمعاً ۵۷۱۶ نفر.
  • تعداد آموزشگاههای بهیاری از سال ۱۳۲۰ تا سال ۱۳۴۱ جمعاً ۱۱ باب.
  • تعداد آموزشگاههای بهیاری از سال ۱۳۴۱ تا سال ۱۳۵۰ جمعاً ۳۶ باب.

با در دست داشتن این ارقام یک بررسی کوتاه به ما نشان می‌دهد که تعداد پرستاران و بهیاران موجود نمی‌تواند جوابگوی احتیاجات کشور باشد. امروز ۳۵۰۰۰ تخت‌خواب بیمارستانی در کشور موجود است و مطابق برآوردی که اداره پرستاری وزارت بهداری نموده برای هشت تخت‌خواب بیمارستانی به یک پرستار و سه بهیار برای هر کشیک احتیاج است.

البته باید علاوه بر این عده چند نفر اضافه هم برای ایام مرخصی و بیماری این عده پیش‌بینی نمود ولی فعلاً ما همان نسبت را در نظر می‌گیریم. با این محاسبه تعداد پرستار مورد نیاز کشور تقریباً ۱۳۱۲۵ نفر می‌شود که در صورتی که مجموع پرستاران شاغل را ۳۵۰۰ نفر در نظر بگیریم (اینجا لازم است تذکر بدهم که تعداد دقیق پرستاران و بهیاران شاغل معلوم نیست چون مرکزی برای ثبت‌نام و اخذ پروانه کار برای آنان وجود ندارد) ۹۶۲۵ نفر پرستار کم داریم و چون در حال حاضر در هر سال در حدود ۳۵۳ پرستار فارغ‌التحصیل می‌شوند تقریباً ۲۷ سال طول می‌کشد که تعداد پرستاران کشور به این رقم برسد.

براساس همین محاسبه تعداد بهیار مورد نیاز ۲۶۲۵۰ نفر است. تعداد تقریبی بهیاران شاغل در حال حاضر در حدود ۸۷۰۰ نفر است پس ما با کمبود ۱۷۵۵۰ بهیار مواجه هستیم و با توجه به اینکه هر سال در حدود ۱۰۳۰ نفر بهیار فارغ‌التحصیل می‌شوند مدت ۱۷ سال طول می‌کشد که تعداد بهیاران کشور به این رقم برسد (این در صورتی است که کلیه پرستاران و بهیاران فعلی زنده و در کشور شاغل باشند). البته آنوقت با توجه به پیشرفت‌های سریع مملکت و ازدیاد جمعیت تعداد تختخوابهای بیمارستانی به چند برابر امروز خواهد رسید.

البته خانمها و آقایان توجه دارند که این آمار فقط مربوط به پرستار و بهیار بیمارستانی است و ذکری از پرستار بهداشت، پرستار مدارس، پرستار کارخانجات و غیره به میان نیامده.

بدیهی است مشکل کمبود پرستار مشکل مملکت ما تنها نیست همه دنیا با این مشکل بزرگ مواجه هستند و سعی می‌کنند این مشکل را حل نمایند. ما هم می‌توانیم این مشکل را نادیده بگیریم. در این دوره مجلس خوشبختانه تعداد پزشکان زیاد هستند و اطمینان دارم اگر از ایشان سئوال بفرمائید متفق‌القول خواهند گفت که پزشک بدون پرستار نمی‌تواند وظایف خود را بطور کامل انجام دهد نیاز به خدمات پرستاران را بیماران و پزشکان بیش از دیگران احساس می‌کنند (صحیح است). این نیاز روزبروز با پیشرفت علم پزشکی بیشتر می‌شود. این یکی از مشاغل حساسی است که با پیشرفت تکنولوژی هم نمی‌توان نیاز آنرا برطرف نمود.

شاید در آینده بتوان بسیاری از مشکلات بشری را با ماشین و کامپیوتر حل و رفع نمود ولی ظیفه یک پرستار را هیچ ماشینی نمی‌تواند انجام دهد. پرستار علاوه بر پرستاری از جسم و از روح بیمار خود نیز پرستاری می‌نماید. کدام ماشین و مغز الکترونیکی قادر است جایگزین توجه، محبت و دلسوزی و کلام تسلی‌بخش یک پرستار شود (صحیح است).

حال این سؤال پیش می‌آید که برای حل این مشکل و جبران کمبود پرستار و بهیار چه باید کرد؟ ساختن آموزشگاههای جدید درد ما را دوا نمی‌کند. اگر میزان یازده آموزشگاههای موجود بالا رود شاید مشکل ما تا حدی حل شود برای مثال اگر هر یک از آموزشگاههای پرستاری کشور در سال ۲۵۰ فارغ‌التحصیل داشته باشند در ظرف ۲ سال ۹۰۰۰ پرستار خواهند داشت ولی آموزشگاههای پرستاری هر سال بیش از ۳۰ الی ۴۰ نفر فارغ‌التحصیل ندارند علت آنهم ساختمان و تجهیزات و وسایل نیست ما همراه اینها به دو عامل مهم اصلی یعنی دانشجو و مربی احتیاج داریم. ...البته علاوه بر آنچه گفته شد باید به یک نکته مهم نیز اشاره نمود و آن بالا بردن احترام پرستار و شناسانیدن ارزش خدمات آنان به جامعه است. البته انجمن پرستاران ایران که از سال ۱۳۳۱ فعالیت خود را آغاز نموده تا حد زیادی در این کار توفیق داشته و باز هم ادامه خواهد داد ولی انتظار پرستاران اینست که پزشکان ارزش آنان را آنطور که شایسته است در درجه اول خود بشناسند و به جامعه نیز بشناسانند و آنان را کمک و دستیار صدیق خود بدانند.

منابع

  1. مذاکرات مجلس شورای ملی ۳ اسفند ۱۳۵۰ نشست ۴۲
  2. رضا شاه بزرگ
  3. جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران
  4. سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی