ترور سپهبد ضیاالدین فرسیو رییس دادرسی ارتش از سوی چریک‌های فدایی خلق ۱۸ فروردین ماه ۱۳۵۰

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
جنگ مسلحانه تروریست‌ها در سیاهکل کنفدراسیون دانشجویان ایرانی

سوقصدهای سیاسی در ایران در درازای جنگ سرد

سازمان چریک‌های فدایی خلق
سپهبد فرسیو رییس دادرسی ارتش
آیین سوگواری و خاک‌سپاری سپهبد فرسیو مسجد شاه تهران
ژنرال صدری رییس شهربانی کل کشور و فرزندان سپهبد فرسیو
پاسبان عباس پارسی با گلوله‌های چریک‌های فدایی جان باخت و پاسبان زخمی دیگر از تیرهای تروریست‌ها

بامداد روز ۱۸ فروردین ماه ۱۳۵۰ سه تن از چریک‌های فدایی خلق[۱] با مسلسل و کوکتل مولوتف به خودروی سرلشکر فرسیو یورش بردند و سرلشکر را به مسلسل بستند. سپهبد فرسیو ساعت ۱ بامداد روز یکشنبه ۲۲ فروردین ماه ۱۳۵۰ پس از ۹۰ ساعت تلاش و مبارزه، در راه انجام وظیفه در بیمارستان ژاندارمری جان باخت. چهارده گلوله به بدن سپهبد فرسیو شلیک شد که شش گلوله به شکم و سینه سرلشکر فرسیو رییس دادرسی ارتش خورد، این گلوله‌ها از مسلسل ربوده شده از پاسبان کلانتری قلهک بود. در شامگاه ۱۴ فروردین ماه پنج تن از چریک‌های فدایی خلق به کلانتری قلهک یورش بردند و سرپاسبان سر خدمت را کشتند و مسلسل وی را دزدیدند. قاتلان سپهبد فرسیو پس مانده‌های سه گروه جنگل و احمدزاده و جزنی، همان انیرانیان و دشمنان ایران و ایرانی بودند که به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل حمله بردند و چند مامور ژاندارمری و یک سپاه دانش رییس خانه انصاف سیاهکل را به قتل رساندند.[۲]

تیمسار سپهبد فرسیو در سال ۱۲۹۸ خورشیدی در آلاشت سوادکوه زاده شد. سپهبد فرسیو دانش آموخته دانشکده افسری به سال ۱۳۱۹ بود، وی پس از به پایان رساندن دوره دانشکده افسری دوره‌های مقدماتی توپخانه، مشترک تکمیلی و فرماندهی و ستاد را گذرانید و سپس از دانشکده حقوق دانشگاه تهران لیسانس گرفت. تیمسار سپهبد ضیاالدین فرسیو دوره‌های پرسنلی، فرماندهی ستاد، دانشگاه جنگ و دوره قضایی را نیز در ایالت متحده امریکا گذراند. تیمسار سپهبد فرسیو در اسفند ماه ۱۳۴۷ از درجه سرتیپی به سرلشکری سرافراز شد. پس از معاونت دادستانی ارتش تیمسار فرسیو، چند سال مقام دادستان ارتش را داشت تا این که در دی ماه ۱۳۴۹ به ریاست دادرسی ارتش منصوب شد. سپهبد فرسیو در سال ۱۳۲۳ پیمان زناشویی بست و دارای چهار فرزند فرهاد، فرخ، فرزاد و فرزین شد.

در روز یکشبنه ۲۲ فروردین ماه ۱۳۵۰ نامه‌ای از سوی اسداله علم وزیر دربار شاهنشاهی به شریف امامی نوشته شد:

حناب آقای مهندس شریف امامی تولیت عظمای بنیاد پهلوی
خاطر مبارک اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر از مرگ تیمسار سپهبد فرسیو رییس اداره دادرسی ارتش بسیار متاثر است تیمسار فرسیو در راه میهن و اجرای عدالت در مورد تبهکاران و خائنان به کشور با قهرمانی و دلاوری شربت شهادت نوشید و جان شیرین خود را از دست داد فرزندان آن مرحوم در زمره فرزندان شهدا تحت سرپرستی شاهنشاه آریامهر قراردارند و حسب الامر همایونی بایستی وسایل رفاه و آسایش و تحصیل آنها را فراهم نماید.
وزیر دربار شاهنشاهی اسداله علم

اعلامیه بلندی از سوی ستاد بزرگ ارتشتاران به چاپ رسید و به آگاهی رسانیده شد که آیین سوگواری و خاک سپاری پیکر شادروان سپهد فرسیو در ساعت ۹ بامداد روز دوشنبه ۲۳ فروردین ماه ۱۳۵۰ از بیمارستان ژاندارمری کل کشور در خیابان پهلوی انجام خواهد یافت.

ترور برنامه ریزی شده سپهبد فرسیو

ساعت شش و نیم بامداد روز ۱۸ فروردین ماه ۱۳۵۰ هنگامی که رییس دادرسی ارتش سرلشکر فرسیو به همراه فرزند شانزده ساله خود فرزاد با خودرو از خانه خود در خیابان دولت قلهک، کوی لاجوردی بیرون می‌آمد، تنی چند از چریک‌های فدایی خلق پیرامون خودروی وی را گرفتند نخست یک کوکتل مولوتف به سوی اتومبیل رییس دادرسی ارتش پرتاپ کردند که بی‌درنگ پس از خوردن به خودرو آتش گرفت. سرلشکر فرسیو در خودرو را بازکرد و بیرون آمد و در همین هنگام باران گلوله به سوی وی شلیک شد.

اهالی خانه سرلشکر فرسیو با شنیدن سدای گلوله و انفجار از خانه بیرون آمدند ولی چریک‌ها آنان را به تهدید به قتل کردند و آنان را به درون خانه بازگرداندند. سرلشکر فرسیو با گلوله‌هایی که به بدن وی شلیک شده بود بر زمین افتاد ولی هنوز بیهوش نشده بود، بی درنگ از جای برخاست و نزدیک به سه متر به سوی خانه رفت، و از هوش رفت و فرزاد فرسیو نیز تیر خورد. تروریست‌های چریک فدایی خلق رحمت پیرونذیری، اسکندر صادقی‌نژاد، صفاری آشتیانی، منوچهر بهایی پور و یکی دیگر نیز پا به فرارگذاشتند.

آگاهی نامه شماره یک شهربانی کل کشور

فرتور تروریست های انیرانی از سوی شهربانی پخش شد
شهربانی کل کشور بسیار خوشوقت است که از همکاری و معاضدت بی شایبه و صمیمانه مردم با پلیس به طور کلی به ویژه دراین چهل و هشت ساعت که معرف روح واقعی شاه دوستی و وطن‌پرستی است در تعقیب عده‌ای تبهکار که باقیمانده همان عناصر کثیف و گمراه واقعه شرم آور سیاهکل می‌باشند سپاسگزاری می‌کند.
پلیس به همکاری و هم آهنگی همه جانبه مردم شرافتمند تهران ایمان راسخ داشت ولی اعتراف می‌کند که این همکاری بیش از توقع و انتظار بود.
مقامات انتظامی قادر به هرگونه اقدامی در امر برقراری حفظ نظم و امنیت هستند و برای مسایل و مشکلات بسیار بزرگ آمادگی کامل دارند ولی مخفی شدن چند نفر دیوانه از ترس عقوبیت در شهر ۳ میلیونی تهران بسیار آسان و یافتن آنها برای مامورین نیز آسان تر ولی ممکن است همکاری مردم بسیاری از آثار تبعی اقدامات پلیس را که بسا برای هموطنان ناراحتی‌هایی را فراهم کند از بین ببرد.
این خائنین ارتباط معنوی خود را با اجتماع قطع کرده‌اند، ولی احتیاج انسانی خود را نمی‌توانند قطع کنند. شهربانی کل کشور انتظار دارد از همین نقطه ضعف آنها استقاده کرده و از مردم یاری بطلبد و قطعا مردم نیز به این تقاضا چنانچه مشهود است پاسخ مساعد خواهند داد.
با ارائه قیافه‌های جنایت آمیز این عناصر که خبث و وطن فروشی از آن می‌بارد، انتظار هست که هر فردی و به هر نوع و به هر شکل که کوچک ترین اطلاعی از آنها به دست آورد بلافاصله به تلفن‌های شماره ۸۲۲۲۲۰ یا نزدیک ترین پاسگاه یا کلانتری محل داده و وظیفه ملی و دینی و وطن پرستی خود را انجام دهد. بدیهی است چنین اشخاصی دین خود را در قبال ملت و مملکت ادا کرده‌اند ولی شهربانی کل کشور از نظر حق شناسی به هر فردی که اطلاعاتی در اختیار مامورین انتظامی بگذارد که منجر به دستگیری هر یک از افراد تحت تعقیب شود، برای هر یک از افرادی که دستگیر می‌شوند، یک میلیون ریال جایزه نقدی پرداخت خواهد کرد.
در خاتمه توجه هم وطنان عزیز را به این نکته حساس و مهم جلب می‌نمایند که این افراد از دشمنان انقلاب سفید می‌باشند و از این انقلاب شما مردم بهره مند می‌شوید و یقین داریم برای سلامتی و موفقیت خودتان از هیچگونه همکاری خودداری نخواهید کرد.
شهربانی کل کشور

نام ۹ تن از انیرانیان تروریست

امیر پرویز پویان تروریست برنامه‌ریز ترور سیاهکل و ترور سپهبد فرسیو و قاتل سپهبد فرسیو
اسکندر صادقی‌نژاد یکی از قاتلان سپهبد فرسیو

فرتور و نام و ویژگی‌های ۹ تن از هموندان متواری شبکه جنگل، که دزدی بانک ملی ایران، کشتن سرپاسبان کلانتری قلهک و دزدیدن مسلسل وی و ترورکنندگان سپهبد فرسیو رییس دادرسی ارتش میان مردم پخش شد:

  1. عباس مفتاحی فرزند اسمعیل، افسر وظیفه - زاده ۱۳۲۴ - شمار ه شناسنامه ۱۳۹ صادره از ساری
  2. حمید اشرف فرزند اسمعیل - دانشجو - زاده سال ۱۳۲۵ شماره شناسنامه ۲۳۸۰
  3. جواد سلاحی فرزند علی - زاده سال ۱۳۲۳ - شمار شناسنامه ۵۱۷ صادره از همدان
  4. محمد صفاری آشتیانی فرزند عبدالحسین - زاده سال ۱۳۱۳ - استوار اخراجی ارتش و دانشجوی پیشین دانشکده حقوق دانشگاه تهران
  5. امیر پرویز پویان فرزند علیقلی - زاده ۱۳۲۶ - کارمند پیشین موسسه تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران
  6. احمد زیبرم فرزند بخشی - کتابدار پیشین کتابخانه پارک شهر
  7. رحمت "محمد" پیرو نذیری فرزند سید عبدالله - سرباز فراری
  8. منوچهر شهابی پور فرزند عبدالرسول اهل لاهیجان
  9. اسکندر صادقی نژاد شجاعی - فرزند علی - تراشکار

آگاهی نامه شماره ۲ شهربانی کل کشور

GeneralFarsiuHouse.jpg

به دنبال آگاهی نامه شماره یک شهربانی کل کشور درباره همکاری مردم در دستگیری دیگر تروریست‌های جنگل، آگاهی نامه شماره ۲ شهربانی به چاپ رسید.

همان طوری که به اطلاع عموم رسیده است از چندی قبل عناصر مخرب و مزدوری تحت تاثیر عوامل بیگانه بر علیه مصالح عمومی مملکت مبادرت به اقداماتی خلاف نظم و امنیت نموده و از این طریق به کشور و ملت ایران مرتکب خیانت شده‌اند.
از این افراد تعدادی در زد و خورد با مامورین انتظامی به قتل رسیده و عده‌ای نیز در دادگاه نظامی محکوم و چند نفری متواری گردیده‌اند، با فعالیت و تلاش همه جانبه‌ای که از طریق مامورین انتظامی و امنیتی به عمل آمده این افراد فراری بدون تردید به زودی دستگیر و به سزای عمل ننگین خود خواهند رسید.
بنابراین نکات زیر را به اطلاع عموم افراد کشور می‌رساند:
۱- هر کس به نحوی از انحا این افراد را پناه داده و مخفی نماید و یا تسهیلاتی از لحاظ زیست و معیشت برای آنها فراهم سازد طبق قانون شریک جرم محسوب و مجازات خواهد شد.
۲- کسانی که تا این تاریخ مرتکب اعمالی به شرح بالا شده باشند و هر چه زودتر خود یا کسان آنها مراجعه و اطلاعاتشان را در اختیار مقامات انتظامی قراردهند بدیهی است که در سرنوشت و کیفر آنها تاثیر به سزایی خواهد داشت. لازم به تذکار نیست که البته نام و هویت این قبیل اشخاص برای همیشه مکتوم و محفوظ خواهد ماند.
شهربانی کل کشور

پیشینه ترور گروه جنگل یا چریک‌های فدایی خلق در سیاهکل

نهانگاهی که چریک‌های فدایی در منطقه نیروهوایی اجاره کرده بودند
مسلسل جانباخته سرپاسبان رحیمی قراول کلانتری قلهک دزدیده شده از سوی چریک‌های فدایی
پیکر پاسبان علی پارسی در آیین باشکوهی به خاک سپرده شد ۵ خرداد ۱۳۵۰
همسر و دختر پاسبان علی پارسی در سوگ وی می‌گریند

در تاریخ ۱۹ بهمن ماه ۱۳۴۹ گروه جنگل که بر خود چریک‌های فدایی خلق نهادند به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل یورش بردند و ژاندارم‌های پاسگاه و سپاه دانش را کشتند و اسلحه‌های پاسگاه را دزدیدند. مامورانی که در زد و خورد با تروریست‌های جنگل جانباختند: استوار نریمان عبادی رییس پاسگاه مرکزی رشت، ستوان دوم سید تقی مهدی نژاد مظفری، استوار دوم اسمعیل رحمت پور، گروهبان دوم اسمعیل روشن و گروهبان دوم نعمت الله نصیری بودند.

هم چنین دو انیرانی مزدور رحیم سماعی و مهدی اسحق در زد و خورد با مامورین ژاندارمری در سیاهکل نابود شدند.

روز چهارشنبه ۱۹ اسفند ماه ۱۳۴۹ دادگاه نظامی این تروریست‌ها به همراه گروه شهر این شبکه تروریستی آغاز شد. رییس اداره دادرسی ارتش سرلشکر ضیاالدین فرسیو بود. دشمنان ایران و فرهنگ و تمدن ایران سرسپردگان کمونیسم که برای براندازی حکومت مشروطه سکولار شاهنشاهی ایران و برپایی رژیم‌های کمونیستی دست به اسلحه بردند، برابر رای شماره ۲۷۹ به تاریخ ۱۹ اسفند ماه ۱۳۴۹ محکوم به اعدام شدند:

نابودشدگان: غفور حسن‌پور اصیل ۲- علی اکبر صفایی فراهانی، ۳- احمد فرهودی، ۴- محمد نیری (هوشنگ)، ۵- عباس دانش بهزادی، ۶- جلیل انفرادی، ۷- محمدعلی محدث قندچی، ۸- هادی بنده خدا لنگرودی، ۹- سیف دلیل صفایی، ۱۰ - اسمعیل معینی عراقی، ۱۱- محمدهادی فاضلی، ۱۲- شعاع آمشیدی، ۱۳- اسکندر رحیمی (مرتضی)

ماموران هم چنان در جستجوی دیگر تروریست‌های متواری بودند که آگاه شدند چریک‌های فدایی سرسپرده بیگانه و دشمنان ایران و ایرانی به کلانتری قلهک یورش بردند، سرپاسبان کشیک را کشتند و مسلسل او را دزدیدند. در ۱۴ فروردین ماه ۱۳۵۰ ساعت ۲۳ و ۱۵ دقیقه چریک‌های فدایی خلق سوار بر یک خودرو سرپاسبان رحیمی قراول کلانتری قلهک را در زد و خوردی کشتند و مسلسل وی را دزدیدند. در این تیراندازی سرپاسبان رحیمی یکی از تروریست‌ها را زخمی کرد. دو تروریست دیگر در یورش به پاسگاه قلهک اسکندر صادقی نژاد و رحمت پیرونذیری بودند. در رویداد کشته شدن مامور کلانتری قلهک یکی از چریک‌ها زخمی شده بود، بدین روی شهربانی کل کشور که از ربوده شدن مسلسل پلیس جان باخته آگاهی داشت، از همه رانندگان خودروها که میان ساعت ۲۳ تا ۲۴ یکشنبه ۱۵ فروردین ماه در نزدیکی‌های قلهک و چالهرز زخمی‌هایی را به بیمارستان یا درمانگاه رسانده‌اند، خواست که دانستنی‌های خود را در این باره به پلیس بدهند و به نشانی‌های درست و کاربُر پنجاه هزار ریال جایزه داده شد. شهربانی کل کشور از مردم و مقام امنیتی از مردم درخواست یاری در شناسایی و پیدا کردن این قاتلان انیرانی کردند.

۲۲ روز پس از نابودی تروریست‌ها، در بامداد ۱۸ فروردین ماه ۱۳۵۰ چریک‌های فدایی خلق تیمسار ضیاالدین فرسیو رییس دادرسی ارتش را که با فرزندنش دنده عقب با خودروی خود از خانه بیرون می‌آمد به رگبار مسلسل بستند. سپهبد فرسیو در روز ۲۲ فروردین ماه در بیمارستان ژاندارمری درگذشت.

نام و فرتورهای چریک‌های فدایی که پا به فرار گذاشتند محمد صفاری آشتیانی، حمید اشرف، امیر پرویز پویان، جواد سلاحی، رحمت (محمد) پیرونذیری، احمد زیبرم، اسکندر صادقی نژاد، عباس مفتاحی و منوچهر بهایی پور از سوی شهربانی کل کشور به چاپ رسید و در سراسر کشور پخش شد.

شهربانی کل برای دستگیری هر یک از این انیرانیان تروریست ۱۰۰٬۰۰۰ تومان جایزه گذاشت و یادآور شد که هر کس به این تروریست‌ها پناه دهد شریک جرم خواهد بود.

نیمه شب ۲۵ فروردین ماه به ۲۶ فروردین ۱۳۵۰ جواد سلاحی به همراه یکی دیگر از چریک‌های فدایی خلق از هموندان شبکه جنگل در خیابان پامنار در تیراندازی به ماموران پلیس نابود شد و دیگر زخمی شد.

در روز پنجشنبه ساعت ۱۰ بامداد روز ۲۵ فروردین ماه سه تن از چریک‌های فدایی مسلح به بانک ملی ایران شعبه آیزنهاور که کنار وزارت کار قرارداشت، یورش بردند و کارمندان بانک را که در اشکوب اول و دوم بودند در یک اتاق زندانی کردند و کلیدهای خودروها را گرفتند و ۵۹۰ هزار تومان را دزدیدند.

چریک‌های نابود شده در تیراندازی با پلیس

اسکندر صادقی‌نژاد با چهار شناسامه جعلی و دو گواهینامه رانندگی جعلی
اسلحه و ابزار بمب سازی برای کشتن مردم ایران به دست آمده از چریک‌ها
ابزار گریم برای پنهان ساختن چهره تروریست‌ها

با پی گیری ماموران پلیس، و همکاری و آگاهی‌هایی که مردم دادند، رد پای تروریست‌های دشمنان ایران و ایرانی در کوی نیروی هوایی و وحیدیه پیدا شد.

سرانجام روز دوشنبه ۳ خرداد ماه ۱۳۵۰ ماموران خانه‌ای که تروریست‌ها در آن پنهان شده بودند را محاصره کردند. ساعت ۳ پس از نیمروز از کوچه شماره ۴ خیابان شماره ۲۰ کوی نیروی هوایی (دوشان تپه) خیابانی که میان فلکه خیابان پنجم و خیابان سی متری که به فلکه وثوق تهران می‌پیوندند قراردارد، سدای تیراندازی شنیده شد. با بلندگو ماموران از مردم خواستند که از خانه‌های خود بیرون نیایند و روی زمین دراز بکشند. کم کم تیراندازی‌ها بیشتر شد و بیش از نیم ساعت زد و خورد با تروریست‌ها به درازا کشید.

در این برخورد مسلحانه میان ماموران پلیس و چریک‌های فدایی خلق سه تن از چریک‌ها نابود شدند و یک تن زخمی و دستگیر شد. در همین تیراندازی ۵ تن از ماموران پلیس نیز با گلوله‌های شلیک شده از سوی چریک فدایی‌ها یا همان شبکه جنگل که در ترور سپهبد فرسیو و کشتن سرپاسبان کلانتری قلهک و دزدی از بانک ملی خیابان آیزنهاور دست داشته‌اند زحمی شدند و به بیمارستان برده شدند. امیر پرویز پویان، اسکندر صادقی نژاد و رحمت پیرونذیری در روز ۳ خرداد ماه در تیراندازی به پلیس نابود شدند. امیر پرویز پویان رهبر و مغز متفکر متواریان و برنامه‌ریز قتل سپهبد فرسیو و دزدی از بانک ملی شعبه خیابان آیزنهاور بود و خود در این دزدی شرکت داشت. اسکند صادقی نژاد و رحمت پیرونذیری نگهبان کلانتری قلهک را به قتل رساندند و در دزدی بانک ملی شعبه آیزنهاور به همراه یکی دیگر از متواریان دست داشتند، هر سه آنها سپهبد فرسیو را به گلوله‌های مسلسل و تپانچه کمری بستند.

از انیرانیان مزدور یا چریک‌های فدایی خلق یک مسلسل که سپهبد فرسیو را با آن به قتل رساندند، بیش از ۲۰ سلاح کمری و شمار زیادی مواد منفجره و آتش‌زا و نارنجک، چند دشنه به اندازه‌های گوناگون، دستگاه پلی کپی و ماشین تحریر، دو ساعت زنگدار برای ساختن بمب ساعتی، دارو برای زمان زخم، گواهینامه‌های جعلی، شناسنامه‌های جعلی به دست آمد. تپانچه‌ها از کالیبرهای گوناگون بودند، یکی از تپانچه‌ها سدا خفه کن داشت و همه تپانچه دارای فشنگ و آماده شلیک بودند. در گنجه‌ای ۴ اسلحه کمری دیده می‌شد که روی قبضه آن نام شلیک کننده آن نوشته شده بود. بخش دیدنی چیزهایی که در خانه خرابکاران تروریست چریک‌های فدایی خلق پیدا شد چندین کلاه گیس، عینک، ابزار گریم برای دگرگون ساختن چهره و ماسک پارچه‌ای بود. افزون بر این خرابکاران وسایل کوهنوردی داشتند و شماری کارابین کوهنوردی داشتند و برای جلوگیری از پیگرد پلیس میخ "۳پا" نیز فراهم ساخته بودند که هنگام فرار میخ‌ها را کف خیابان بریزند و خودروی پلیس را پنچر کنند.

تروریست‌ها هم چنین بر آن بودند که که دینامیت‌های کارخانه‌های سیمان صوفیان تبریز و سیمان تهران را بدزدند و هم چنین این کارخانه‌ها را منفجر سازند. کروکی کارخانه و نقشه چگونگی دستبرد به کارخانه‌ها نیز به دست ماموران افتاد. این تروریست‌های سرسپرده بیگانه می‌خواستند که ریشه‌های اقتصاد کشور را فلج کنند و کارخانه‌ها و جاهای حساس مانند مولدهای برق، خط‌های جا به جا کردن نیرو، مخزن‌های بنزین و بسیاری دیگر را منفجر کنند.

پول‌های دزدی شده از بانک ملی ایران شعبه خیابان آیزنهاور بیش از ۵٬۹۰۰٬۰۰۰ ریال بود که تروریست‌ها میان خود بخش کردند. در نهانگاه انیرانیان ۱۵۹ هزار تومان از اسکناس‌ها و سکه‌هایی که از بانک ملی شعبه آیزنهاور دزدیده بودند پیدا شد.

در یک زد و خورد دیگری در خیابان شهباز مامور پلیس یکی از تروریست‌های جنگل را شناسایی می‌کند و چون دستور داشتند که تروریست‌ها را زنده دستگیر کنند، پلیس به وی نزدیک شد و از پشت سر، وی را گرفت. تروریست کوشش کرد که خود را آزاد کند در این گیر و دار مردم دور آنان گردآمدند و انیرانی تروریست دست خود را آزاد کرد و تپانچه اش را بیرون کشید و گلوله‌ای به شکم مامور پلیس شلیک کرد و پس از آن پیوسته به وی تیراندازی کرد تا اینکه دیگر پلیس‌های گروه تعقیب رسیدند و تروریست را دستگیر کردند.

در همین روز در وحیدیه ساعت ۳ و نیم پس از نیمروز خیابان طاووسی، کوچه ۲۵ شهریور به ماموران آگاهی رسید که چند تن از متواریان می‌خواهند به منزلی که چند ساعت پیش در خیابان طاووسیه اجاره کرده‌اند اسباب کشی کنند. خانه زیر دید ماموران ماند تا یک وانت فولکس واگن آبی رنگ به پلاک شماره ۱۵۸۵۱ تهران ج نزدیک خانه اجاره شده ایستاد و دو مرد و یک زن از آن پیاده شدند و بی درنگ از پشت وانت بسته‌های بار را بیرون کشیدند تا به درون خانه ببرند. در این هنگام فرمانده ماموران پلیس با سدای بلند به آنها گفت که تکان نخورند و مقاومت نکنند زیرا از هر سو گِردشان گرفته شده است و افزود که دست هایشان را روی سرشان بگذارند. در این زمان همسایه‌ها، زن و بچه و کوچک و بزرگ برای تماشا از خانه هایشان بیرون آمده بودند، تروریست‌ها که تا بن دندان مسلح بودند آغاز به تیراندازی به سوی پلیس و مردم کردند و زد و خورد سختی میان پلیس و تروریست‌ها درگرفت. سرانجام یکی از انیرانیان کشته و دیگری زخمی شد و زنی که همراه آنان بود دستگیر شد. در پشت وانت تروریست‌ها انباری از نارنجک و اسلحه و تفنگ و فشنگ و مواد منفجره و پول‌های دزدی بانک ملی بود که اگر آنها به این اسلحه‌ها دست می‌یافتند می‌توانستند همه محله را به خون بکشند. در این رویداد یک پاسبان زخمی شد که در بیمارستان شهربانی بستری شد و دو کودک ۷ و ۱۳ ساله با شلیک گلوله چریک‌های فدایی کشته شدند.

پاسبان علی پارسی از کلانتری نارمک در این زد و خورد با گلوله‌های تروریست‌ها زخمی و به بیمارستان شهربانی برده شد، وی در شامگاه ۱۱ خرداد ماه در بیمارستان شهربانی درگذشت. پیکر پاسبان پارسی ساعت ۱۰ بامداد ۱۲ خرداد ماه با بودن تیمسار سپهبد صدری رییس شهربانی کل کشور و معاونان و رییس اداره‌های شهربانی و پلیس تهران و شمار بسیار زیادی از رییس و افسران کلانتری‌های تهران از مسجد قائم در خیابان سعدی شمالی تشییع شد. پیکر پاسبان علی پارسی روی دوش گارد شهربانی تا چهارراه سیدعلی و از آنجا با خودرو به پزشکی قانونی برده شد تا روز پسین برای خاک سپاری به سپارش آن جانباخته به مشهد فرستاده شود.

تیمسار سپهبد صدری رییس شهربانی کل کشور در این آیین گفت:

هموطنان عزیز، خانواده محترم پاسبان شهید
من در اولین وهله از نظر وظیفه و مسئولیتی که دارم به نام رییس شهربانی و در وهله دوم به نام خانواده‌ای که سرپرست ۳۰ ساله اش را از دست داده است از تمام افرادی که برای بزرگداشت روح این سرباز شهید و زحمت کشیده در مراسم تشییع جنازه شرکت کرده‌اند سپاسگزارم. ... این پاسبان اکنون که دور جنازه‌اش جمع شده‌ایم، نمرده است بلکه او با ریختن خون خود نهال بی‌سابقه‌ای را بارور کرده است. گرچه هم قطار این پاسبان شهید به آن دزد خائن که دو بچه ۷ و ۱۲ ساله را به گلوله بست فرصت زنده ماندن نداد ولی باز هم جای خوشوقتی است که این پاسبان زنده ماند و این مطلب را فهمید که آن خائن به دست دوست پاسبانش کشته شده است و بعد جان سپرد. ... این پاسبان به گورستان برده می‌شود و ما و همه هم‌قطارانش خاطره او و زندگی پرافتخارش را برای همیشه در قلب خود حفظ خواهیم کرد. ما کوشش می‌کنیم تا بقایای این اشخاص عقده‌دار و کثیف را از بین‌ببریم...

یاد این مردان بزرگ را که در راه نگاهبانی از حکومت مشروطه سکولار پارلمانی شاهنشاهی ایران جان باختند گرامی می‌داریم.

تا به امروز هزاران تن از افسران ارتش شاهنشاهی ایران و مردم ایران جان خود را برای برقراری حکومت سکولار پارلمانی فداکردند،

پروانه ندهیم که خون‌های این زنان و مردان آریایی بیهوده ریخته شده باشد.

نیز نگاه کنید به

منبع

  1. سازمان چریک‌های فدایی خلق
  2. جنگ مسلحانه تروریست‌ها در سیاهکل