New Server

بیست و پنجمین سال شاهنشاهی اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر/ سال ۱۳۴۱

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
درگاه اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر بزرگ ارتشتاران

بیست و پنجمین سال شاهنشاهی اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر

درگاه انقلاب شاه و مردم
شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی انقلاب شاه و مردم را آغاز می‌کنند. صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را - تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
شاهنشاه منشور شش ماده‌ایی انقلاب شاه و مردم را در کنگره شرکت‌های تعاونی روستایی اعلام می‌دارند
پیام رادیویی شاهنشاه پس از تصویب لوایح ششگانه انقلاب شاه و مردم ۸ بهمن ماه ۱۳۴۱
سخنان شاهنشاه در گردهم‌آبی بیش از پانزده هزار از بانوان ایرانی در برابر کاخ مرمر ۸ اسفند ماه ۱۳۴۱
بانوان ایران برای نخستین بار به پای صندوق‌های رای می‌روند
رای مردم ایران به منشور انقلاب شاه و مردم شمرده می‌شود
LandReformDirectorFarsMalekAbediKilled1341a.jpg
شاهنشاه میهمان پرزیدنت کندی در کاخ سفید
سخنان شاهنشاه در سفر به ایالات متحده امریکا ۱۳۴۱
شاهنشاه و شهبانو در جشن سالگرد زناشویی ملکه هلند
شاهنشاه و شهبانو میزبان لیندن جانسون، همسر و دخترش در کاخ شاهنشاهی ایران
بانوان ایران برای نخستین بار رای می‌دهند
کشاورزان زنجان مالک زمین می‌شوند ۱۳۴۱

بیست و پنجمین سال شاهنشاهی اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر/ سال ۱۳۴۱


۱۳۴۱ بیست‌ودومین سال


  • با برگزاری کنگره بزرگ روستاییان و گذاشتن منشور شش ماده‌ای به آرای همگانی در بیست‌ودومین سال پادشاهی، تاریخ اجتماعی ایران ورق خورد!
  • شش ماده پیشنهادی شاهنشاه یا منشور انقلاب سفید ایران، در ششم بهمن‌ماه به تصویب ملی رسید.


با آغاز سال ۱۳۴۱، درست یک سال از عمر دولت دکتر امینی می‌گذشت و این دولت اگر چه در برخی زمینه‌ها از جمله در مالکیت زمین‌ها به پیروزی‌هایی دست یافته بود، ولی در جبهه سیاست خارجی پیروزی چندانی به دست نیاورده‌بود و در جبهه مبارزه با فساد بازمانده بود. اقتصاد مملکت نیز در آغاز زمامداری دکتر امینی دستخوش آشفتگی بود، زیرا که با پروپاگاند منفی دولت و پیوسته بازگفتن واژه « ورشکستگی » به رکود و کسادی بیشتر گراییده‌بود.

این دشواری‌ها از سویی و سستی دولت برای از سرگرفتن انتخابات و برگزاری دو مجلس از سوی دیگر، به مخالفین دولت زمان خوبی داده‌بود که با جنگ‌افزارهایی کارساز وارد مبارزه شوند و تنها جنگ‌افزاری که دولت در برابر گروه‌های گوناگون مخالف داشت، تهدید به اعمال قدرت بود، چنانکه گاه نخست‌وزیر هشدار می‌داد که مخالفین را از شهر رانده و به بندرعباس خواهدفرستاد.

دکتر امینی که از آغاز کار به دوستی با امریکایی‌ها وانمودمی‌کرد، کوشش زیادی به کار می‌برد توجه امریکایی‌ها را به برنامه‌های اصلاحی خود بِکشد تا شاید از کمک مادی آنها برخوردارشود. اما این تلاش تا آخر عمر دولت بیهوده ماند. روابط ایران و شوروی نیز در درازای نخست‌وزیری امینی تیره ماند.


بازداشت‌ها و دادرسی‌های سال


دادرسی (محاکمه) پر سر و سدای سپهبد کیا، که سرفصل دادرسی‌های بزرگ به شمار می‌رفت، روز سی‌ام اردیبهشت‌ماه در تالار بزرگ دادگاه جنایی آغازشد و روز پنجم تیرماه دادگاه رای خود را دایر به دو سال زندان داد.

سپهبد علوی‌مقدم و سرلشکر ضرغام و سپس ابتهاج نیز پس از چند ماه بازداشت، کم‌کم از زندان آزاد شدند. ولی روز پنجشنبه ۲۳ فروردین‌ماه، رییس دادرسی ارتش به آگاهی رساند که در پی فرمان شاهنشاه برای مبارزه با فساد کادر ارتش، سرلشکر دفتری رییس تسلیحات و سرلشکر خزاعی رییس پیشین اداره اردنانس و چند تن دیگر از هموندان آن اداره به سبب سواستفاده در خریدهای ارتش، بازداشت شده‌اند.

روز دوشنبه نهم مهر ماه رای دادگاه ویژه نظامی درباره متهمین داده شد و سرلشکر خزاعی به پنج سال زندان تکی (انفرادی) و بازگرداندن زیان مالی وارده به دولت، سرهنگ شب‌پره و سرهنگ نیاکیان هر کدام به پنج سال زندان تکی و دو سرهنگ و یک سروان دیگر هر یک به شش ماه زندان محکوم شدند.

همچنین روز پنجم آذرماه، ارتشبد هدایت، رییس پیشین ستاد بزرگ ارتشتاران به اتهام سواستفاده بازداشت گردید.


امینی کنار می‌رود


هنگامی که دولت امینی از کمک‌های بیشتر امریکا و دریافت وام جدید از آن کشور ناامید شد، دکتر امینی برآن شد کمک سایر دولت‌های غربی را برای به انجام رساندن پروژه‌های برنامه عمرانی سوم جلب کند، از این رو به اروپا سفر کرد و با مک میلان آدناور و ژنرال دوگل گفتگوکرد، ولی از این سفرها و از این گفتگوها هوده‌ای به دست نیامد.[۱]

در ماه‌های سوم و چهارم سال، کمبود بودجه و آشفتگی‌های اقتصادی در بالای همه دشواری‌های داخلی در برابر دولت ماند و با آنکه در نشست‌های بی‌شمار و دراز، بودجه کل کشور از سوی هیأت دولت بررسی و درباره ریزگان آن گفتگو شد، سرانجام شب ۲۴ تیرماه، در یک میهمانی که از سوی تربیت‌بدنی به سرافرازی قهرمانان برپا شده‌بود، نخست‌وزیر به آگاهی همگان رساند که:

«چنانکه کار بودجه درست نشود، استعفامی‌کنم.»

این گفته روز بیست‌وششم تیرماه به حقیقت پیوست و دکتر امینی از نخست‌وزیری کناره‌گرفت. دکتر امینی با اندوه بسیار هنگام کناره‌گیری به دولتی که آشکارا و نهان به آن تکیه داشت تاخت و گله کرد که به وی کمک نشده‌است. در پاسخ گفته‌های دکتر امینی، وزارت امور خارجه امریکا نیز به آگاهی رساند که در زمان دولت دکتر امینی بیش از هر دوره دیگر به ایران کمک کرده‌است.


پیوندهای ایران و شوروی


بدین سان دولت دکتر امینی کنار رفت و روز بیست‌وهشتم تیرماه، اسداله علم برای برگزاری کابینه برگزیده شد. [۲] دکتر امینی یک سال و دو ماه زمامداری کرد.

روز چهارشنبه سوم امرداد ماه، در جشن ملی سفارت لهستان، اسداله علم با پکوف، سفیر شوروی به گفتگو پرداخت و این گفتگوها آغاز پیوندهای دوستانه میان دو کشور شد. روز پنجشنبه هیجدهم امرداد ماه موافقتنامه بازرگانی ایران و شوروی دستینه شد و سرانجام در بیست‌وچهارم شهریورماه، یادداشت‌های داده و گرفته شده میان ایران و شوروی چاپ و پخش گردید.

بر پایه این یادداشت‌ها که فصل تازه‌ای در پیوند دوستانه ایران و شوروی گشود، دولت ایران به همسایه شمالی اطمینان داده بود که پروانه ساختن پایگاه موشکی در ایران به هیچ کشوری داده نخواهدشد. دولت شوروی نیز دربرابر، از آرمان‌های صلح‌خواهانه شاهنشاه و دولت ایران سپاسگزاری کرد.


سفرهای شاهنشاه


در فروردین‌ماه سال ۱۳۴۱، شاهنشاه ایران برای یک بازدید رسمی به دعوت پرزیدنت کندی، رهسپار ایالات متحده امریکا شدند. شاهنشاه و شهبانو بامداد روز سه‌شنبه بیست‌ویکم فروردین‌ماه سفر خود را آغازکردند. در این سفر، شاهنشاه ایران در نشست‌ها و مجالس گوناگون، از جمله در کنگره امریکا سخنرانی‌های مهمی نمودند.[۳]

در بازگشت به ایران، شاهنشاه و شهبانو به اروپا سفر کردند و در جشن سالگرد ازدواج علیاحضرت ژولیانا، ملکه هلند، شرکت نمودند.

روز شنبه نهم تیرماه، شاهنشاه به دعوت پرزیدنت ایوب‌خان، رئیس‌جمهوری پاکستان، رهسپار این کشور شدند.[۴] اعلامیه مشترکی که در پایان این مسافرت چاپ و پخش گردید، نشان از آن داشت که سران دو کشور پیرامون مسایل پیچیده خاورمیانه و اتحادیه‌های سیتو و سنتو و نیز ناسازگاری‌های پاکستان و افغانستان گفتگو کرده‌اند.

دو کشور افغانستان و پاکستان در این زمان پیوند میان آنها به سختی تیره شده و به بریده شدن پیوندهای سیاسی و زدوخوردهای مرزی دو کشور انجامیده بود. بنا به دعوت اعلیحضرت محمدظاهرشاه، پادشاه افغانستان، شاهنشاه روز پنجشنبه چهارم امردادماه برای میانجگیری میان افغانستان و پاکستان رهسپار کابل گشتند.[۵]

شاهنشاه از افغانستان به پاکستان تشریف‌فرما شدند و با آگاهی از دیدگاه‌های سران هر دو کشور، برای از میان برداشتن ناسازگاری‌ها و برقراری صلح و آرامش میان افغانستان و پاکستان با سران دو کشور به گفتگو نشستند.

همچنین روز پنجم آبان‌ماه، بنا به دعوت گورسل پرزیدنت ترکیه شاهنشاه از آن کشور دیدن فرمودند.[۶]


جانسون در تهران


روز آدینه دوم شهریورماه سال ۱۳۴۱، لیندن جانسون، معاون پرزیدنت امریکا، به همراه همسر و دخترش وارد تهران شد. جانسون در تهران، ورامین، اسپهان و شیراز به میان گروه‌های گوناگون مردم رفت، به خانه‌های روستاییان سرکشید و از نزدیک با زندگانی ایرانیان آشنا شد.[۷]

افزون بر لیندن جانسون، در سال ۱۳۴۱ ژاکلین کندی نیز هنگام بازگشت از کشور هند، سر راه خود وارد تهران شد و ساعتی در فرودگاه مهرآباد درنگ کرد. والاحضرت شاهدخت فاطمه پهلوی به پیشواز ژاکلین کندی رفت.

شاهزاده خانم بئاتریس، جانشین آینده هلند نیز روز بیست‌وهفتم مهرماه به تهران آمد و چند روز میهمان دربار ایران بود.

روز نهم شهریورماه، پرنس صدرالدین فرزند آقاخان رهبر فرقه اسماعیلیه و معاون کمیسر عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان وارد تهران شد و درباره دشواری‌های پناهندگان با بلندپایگان ایرانی به گفتگو پرداخت.


رویدادهای سال ...


در سال بیست‌ودوم پادشاهی، دو رویداد ناگوار روی داد: سیل تهران و زمین‌لرزه قزوین.

در پی بارندگی‌های پی‌درپی و سیل‌آسا در اردیبهشت‌ماه که برق تهران را قطع کرد و بسیاری از خانه‌ها را در هم کوبید، سیل سهمناکی در تهران روان گشت و در جنوب شهر آسیب‌های فراوان به بار آورد و خانمان‌های بسیاری را بر باد داد. این سیل بیش از شصت‌میلیون تومان آسیب مالی وارد کرد و شانزده تن کشته داد. سیل تهران مردم نیکوکار را تکان داد و چون زمان حج نزدیک بود، شماری از زیارت خانه خدا چشم پوشیدند و هزینه این مسافرت را برای کمک به سیل‌زدگان پیشکش کردند. همچنین دانشجویان دانشگاه تهران کوشش به پهن کردن نهر فیروزآباد نمودند.

هنوز درد و غم سیل تهران آرامش نیافته‌بود که ساعت یازده شب یکشنبه یازدهم شهریورماه، زمین‌لرزه بسیار سختی تهران و پیرامون را تکان داد و مردم از ترس به خیابان‌ها و کوچه‌ها ریختند. فردای آن روز روشن شد که زمین‌لرزه در جایی به پهنه ۶۵ هزار کیلومترمربع نزدیک به شهرستان قزوین، ساوه، همدان بیش از یازده‌هزار تن را زنده‌به‌گور ساخته‌است.

هزاران تن از مردم دهات زلزله‌زده، تشنه و گرسنه با مرگ دست به گریبان بودند و با آنکه از سراسر جهان مردم به کمک زلزله‌زدگان شتافتند،[۸] هفته‌ها به درازا کشید تا پیکر کشته‌شدگان از زیر خاک بیرون کشیده‌شد. جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران کوشش کرد تا چادرها و ابزار نیازین زندگی، پزشک و گروه‌های کمک و جراحی برای آسیب‌دیدگان فراهم آورد.

شاهنشاه روز چهاردهم شهریورماه از روستاهای زلزله‌زده دیدن فرمودند و شب را در کنار روستاییان زلزله‌زده زیر چادر به سر آوردند. شاهنشاه مبلغ دو میلیون ریال و شهبانو یک میلیون ریال به زلزله‌زدگان کمک کردند.


کشته شدن ملک عابدی به دست زمینداران بزرگ


برنامه اصلاحات ارضی با آرامش پیشرفت می‌کرد که ناگهان در ۲۳ آبان‌ماه گزارش داده شد که مهندس ملک عابدی، مدیر اصلاحات ارضی فیروزآباد فارس به تحریک مالکین در جاده شیراز – فیروزآباد به قتل رسیده‌است.

پخش این خبر اندوه و خشم بسیاری در مردم به وجود آورد و در سراسر کشور سوگواری عمومی اعلام شد. شاهنشاه که در آن روزها برای تقسیم زمین‌ها میان کشاورزان به کرمانشاه رفته‌بودند، با غم بسیار فرمودند:[۹]

«خونبهای قتل مهندس عابدی از قاتلین و محرکین آنها گرفته‌می‌شود.»

و افزودند که:

«مهندس عابدی یک سرباز شهید وطن است.»

به سبب این رخداد، بی‌درنگ سپهبد ورهرام به سِمت استاندار فارس برگزیده شد و در منطقه فارس حکومت نظامی برقرارگردید و دولت دستور داد قوانین اصلاحات ارضی از همان روز در فارس به اجرا گذارده شود.[۱۰]

روز سه‌شنبه چهارم دی‌ماه، شاهنشاه برای دادن سندهای مالکیت کشاورزان فارس به شیراز رهسپار گردیدند و در آن شهر بر آرامگاه مهندس عابدی تاج گلی نهادند و از مادر و فرزند ملک عابدی دلجویی فرمودند و سرپرستی فرزند ملک‌عابدی را خود پذیرفتند.


کنگره بزرگ کشاورزی


روز سه‌شنبه هیجدهم دی‌ماه، نخستین کنگره بزرگ دهقانان ایران با بودن بیش از ۳۵۰۰ تن نمایندگان شرکت‌ها و اتحادیه‌های تعاونی روستایی سراسر کشور در تالار محمدرضاشاه پهلوی برگزار شد. در این کنگره بزرگ نمایندگان دهقانان با پوشاک محلی شرکت کرده‌بودند. یک بانوی روستایی از کشاورزان کُرد به نام ماه‌سلطان نیز در کنگره شرکت داشت.[۱۱]

در نخستین نشست کنگره برزگر ۹۳ ساله‌ای به ریاست برگزیده شد و روز چهارشنبه نوزدهم دی‌ماه شاهنشاه در کنگره بزرگ دهقانان، در نشستی پر شور و هیجان سخنرانی تاریخی خود را ایراد فرمودند.

در این سخنان، که می‌توان آن را چرخشگاه (نقطه عطف) تاریخ معاصر ایران شمرد، شاهنشاه منشور شش‌گانه خود را به شرح زیر اعلام داشتند:


رفراندوم منشور انقلاب شاه و مردم


روز یکشنبه بیست‌وسوم دی‌ماه به آگاهی همگان رسید که روز ششم بهمن منشور شش‌گانه شاهنشاه به آرای همگانی گذارده خواهدشد. شب پیش از آن شاهنشاه در سلطنت‌آباد که جای ماندن دهقانان بود تشریف‌فرما شدند و با آنها شام خوردند. از بامداد روز شنبه ششم بهمن، رای‌گیری همگانی در تهران و شهرستان‌ها آغاز شد و تا شامگاه به درازا یافت.

بامداد آن روز به سبب پافشاری و راه‌پیمایی‌های پی‌درپی بانوان، دولت موافقت خود را با شرکت زنان در انتخابات، به آگاهی رساند ولی آرای بانوان به حساب نیامد. با شمارش آرای ریخته شده به سندوق‌ها، منشور شش‌گانه پیشنهادی شاهنشاه، با ۵٬۵۹۸٬۷۱۱ آرای موافق در برابر ۴٬۱۱۵ رای مخالف، به تصویب ملت ایران رسید. بانوان ۳۷۱٬۱۷۹ آرا به سندوق‌های ویژه خود ریخته بودند.

نهم بهمن‌ماه فرمان شاهنشاه درباره اجرای لوایح شش‌گانه داده شد. بدین سان نوینی در تاریخ معاصر ایران گشوده‌شد که جامعه ایران را یک شبه زیر و زبر کرد.[۱۲]


منبع