از مشروطه تا مشروعه ۲۲ بهمن ماه ۱۲۸۵ - ۲۲ بهمن ماه ۱۳۵۷

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
۲۲ بهمن درگاه انقلاب مشروطه

بازایستادن برنامه‌های عمرانی کشور و بازگشت به دوران پیش از مشروطه و اسلام حکومتی

ضد انقلاب
مجلس شورای ملی سمبل قانون اساسی مشروطه
پیروزی مشروطه بر مشروعه به دار آویختن شیخ فضل‌الله نوری
آخوند هندی تبار از روستای نوفل لو شاتو
KhomeiniMashrutehExperience2537a.jpg

روز ۲۲ بهمن ماه از مهمترین روزهای تاریخ ایران است. روز ۲۲ بهمن ماه ۱۲۸۵ روزی است که محمد علی سلطان از ایل قاجار قانون اساسی مشروطه ایران را پذیرفت و پشت یک قرآن نفیس دستینه کرد و نوشت "حکومت ایران مشروطه تامه است. " با این نوشتار و امضای محمدعلی سلطان تاییدکرد که ایران از « سلطنتی استبدادی » به « سلطنتی کانستیتیوشنال » دگرگون شده است. تا پیش از ۲۲ بهمن سلاطین قاجار ادعا داشتند که قدرت ما از سوی الله می‌آید. پس از ۲۲ بهمن ۱۲۸۵ محمدعلی سلطان قاجار ناچار شد بگوید که قدرت از سوی مردم می‌آید و نه از سوی الله.

مهمترین نهاد نماینده مردم پارلمان است. این پارلمان قوانینی را می‌نویسد و تصویب می‌کند که از سوی دولت و وزارتخانه‌ها به اجرا در می‌آید. این که قدرت از سوی ملت می‌آید هسته بنیادین مشروطه است.

همواره در ایران کوشش شده است که قدرت را از مردم بگیرند:

۱- محمدعلی سلطان با کمک لیاخوف روسی مجلس شورای ملی دوره نخست را به توپ بست و تعطیل کرد.

۲- مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری دوم از سوی ارتش روسیه بسته شد تا بتوانند مورگان شوستر کارشناس مالیاتی را از ایران بیرون کنند تا کماکان قاجاریان که ایران را ملک شخصی خود می‌دانستند مالیات ندهند.

۳- مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری سوم از سوی ارتش روسیه بسته شد و ایران شش سال در اشغال روسیه و انگلستان بود.

۴- مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری دوازدهم از سوی ارتش شوروی و بریتانیا اشغال شد. اعلیحضرت رضا شاه بزرگ وادار به ترک کشور شد و چهار سال کشور ایران در اشغال شوروی، بریتانیا و امریکا بود تا از شاخاب پارس ابزار جنگی به استالین برسانند.

۵- مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری هفدهم از سوی محمد مصدق از ایل قاجار با کمک کمونیست‌ها و حزب توده و جبهه ملی بسته شد تا همانند دیگر سلطان‌های قاجار با فرمان حکومت کند.

۶- مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری بیست و چهارم از سوی روح الله خمینی و با کمک بیگانگان چون فلسطینی‌ها، سوری‌ها، لیبی، مائوییست‌ها، کمونیست‌های سرسپرده شوروی و کوبا ، چریک‌های فدایی خلق، مجاهدین خلق غیرقانونی خوانده شد و بسته شد.

جنبش مشروطه هر بار توانست که دوباره جان بگیرد و از نو انتخابات را برقرار سازد و هسته بنیادین و پایه مشروطه که قدرت از سوی مردم می‌آید را دوباره برنشاند.[۱] [۲] خمینی نه تنها خواست که جنبش مشروطه را بازایستاند بلکه خواست که دوباره « قدرت از سوی الله می‌آید » را برپا سازد، همانند زمان قاجار. به جای سلطان قاجاری او یک رهبر از میان فقها برگزید. خمینی گفت که مجلسی که از سوی مردم برگزیده شده باشد قانون نمی‌نویسد بلکه این الله است که قانونگذاری می‌کند. از آنجا که فقها قوانین الله را بهتر از مردم می‌دانند، باید قدرت را در دست داشته باشند که همان « ولایت فقیه » است. انتخابات نمایندگان برای مجلس یا رییس جمهور در چنین سیستم‌هایی که قدرت از سوی الله می‌آید، از دیدگاه سیاسی مفهومی ندارند زیرا که کاندیداهای پارلمان پیشتر از سوی رهبر دست چین شده‌اند. قانون‌هایی که چنین پارلمانی بیرون می‌دهد، تنها پیشنهادهایی به رهبر است که وی می‌تواند آن را رد کند یا دگرگون سازد.

در روز ۲۷ مهر ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی، خمینی از نوفل لوشاتو دیدگاه خود را روشن کرد و گفت: تجربه مشروطیت نباید تکرار شود، جنبش مشروطیت با جامعه روحانیت شروع شد ولی در خارج اسلام و علیه اسلام پایان یافت. هدف اساسی این است که این بار جنبشی را که با اسلام شروع شده به حکومت اسلامی خاتمه یابد. جامعه‌ای باید بوجود آید که در آن پرتو توحید همه جا را فرا گیرد، تجدید حیات ملی میسر گردد و حکومت اسلامی پایه گذاری شود. در حکومت اسلامی تمام احزاب آزادی عملی دارند. در حکومت اسلامی تحصیل و درس خواندن زن در صورتی که مواضع شرع مراعات شود آزاد است. در حکومت اسلامی باید گفت فقط کالایی تولید خواهد شد که مورد مصرف همه باشد تا جامعه به صورت برده مصرف در نیاید. این سخنان در روزنامه اطلاعات ۲۷ مهر ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی به چاپ رسید. تا این زمان اگر یک ایرانی، خمینی و اندیشه‌های خطرناکش را نمی‌شناخت، می‌توانست به روشنی برنامه خمینی را دریابد. تا این زمان مردم ایران برای پایداری مشروطه جنگیدند. علیه محمدعلی سلطان و ارتش روسیه دو سال جنگیدند، علیه ارتش روسیه برای ماندن مورگان شوستر جنگیدند، در جنگ اول جهانی با کمک ژاندارمری علیه قوای بریتانیا و روسیه جنگیدند، در جنگ جهانی دوم مجلس محمدرضا پهلوی ولیعهد ایران را پادشاه ایران خواند تا از فروپاشی مشروطه و کشور ایران جلوگیری کند. مردم ایران رستاخیز ملت ایران را علیه محمد مصدق برپا کردند تا کشور ایران به دست شوروی نیفتد ولی در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی مردم ایران حقوق انسانی و قدرت و استقلال خود را به خمینی پیشکش کردند و امت اسلام شدند.

روز ۲۲ بهمن روز جمهوری اسلامی با توجه به تاریخ برگزیده شد. در این روز خمینی حکومت ایران را مشروعه تام خواند و قوانین سکولار مجلس شورای ملی را به دور ریخت و بر پایه قوانین شریعت و قصاص بر مردم ایران، حکومت استبدادی جمهوری اسلامی را پیاده کرد. در روز ۲۲ بهمن ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی ارتشبد حسین فردوست با همدستی ارتشبد قره باغی رییس ستاد ارتش شاهنشاهی برگه "بی طرفی ارتش " را دستینه نهادند. "بی طرفی ارتش " نشانی برای آشوبگران مسلح پشتیبان خمینی شد. یک گروه روانه کاخ نخست وزیری شدند و شاپور بختیار با هلیکوپتر فرار کرد و گروهی دیگر به کاخ‌های شاهنشاهی یورش بردند. مجاهدین، چریک‌های فدایی خلق و توده ای‌ها که تا بن دندان مسلح بودند به پادگان جی یورش بردند، پادگان را چپاول کردند و به آتش کشیدند. تروریست‌ها به سازمان اطلاعات و امنیت کشور در رشت یورش بردند، شش تن از مامورین را تکه تکه کردند و سرهنگ لحسایی رییس سازمان اطلاعات را به درخت بستند و با چاقو بدن سرهنگ لحسایی را سانتیمتر به سانتیمتر بُریدند. پادگان جمشیدیه، ستاد ارتش، باشگاه افسران، پادگان عباس آباد، پادگان عشرت آباد و مجلس شورای ملی به دست شورشیان مسلح افتاد و غارت شد. باغشاه، ژاندارمری شاهپور، قرارگاه پلیس چهارراه کالج و میدان سپه و خیابان شهباز، پادگان جمشیدیه و دبیرستان نظام چپاول و به آتش کشیده شد. هزاران تن از تروریست‌ها آرامگاه رضا شاه کبیر را محاصره کردند و به ۱۴۰ نظامی در آرامگاه یورش بردند، ۲۶ تن از نظامیان کشتند و ۵۰ تن را زخمی کردند و سپس فرش‌ها و اثاثیه گرانبهای موزه رضا شاه کبیر را چپاول کردند. در تبریز افراد مسلح به کنسولگری امریکا تبریز یورش بردند. در سراسر کشور ناامنی چیره شد و با "بی طرفی ارتش" سامانه مشروطه شاهنشاهی ایران پس از هفتاد و دو سال به دست آشوبگران پشتیبان خمینی افتاد.

با رای به جمهوری اسلامی در روز ۸ فروردین ماه ۱۳۵۸ خورشیدی مردم ایران حکومت پارلمانی را به ولایت فقیه دگرگون ساختند. با این رفراندوم مردم ایران حقوق و قدرت انسانی خود را دو دستی به فقیه دادند. پرسش این است که مردم ایران چگونه حقوق انسانی و بشری خود را که به فقیه به آسانی دادند، پس بگیرند؟ روشن است که ولایت فقیه همان مشروعه است. جنگ میان مشروعه و مشروطه تا به امروز ادامه دارد.


بن مایه ها

  1. اصل بیست و ششم: قوای مملکت ناشی از ملت است طریقه استعمال آن قوا را قانون اساسی معین می‌نماید.
  2. اصل سی و پنجم: سلطنت ودیعه‌ایست که به موهبت الهی از طرف ملت به شخص پادشاه مفوض شده.